بستن تبلیغات
تبلیغات
پکیج بک لینک نت افزار
تبلیغات
کلیک کنید

جدیدترین و خفن ترین جوک های خنده دار

  • admin
  • 28 خرداد 98
  • جوک
  • 900 بازدید
  • هیچ نظر

جدیدترین و خفن ترین جوک های خنده دار

جدیدترین و خفن ترین جوک های خنده دار

آقا آمدم خانه با مهمونا از راه دور سلام علیک کردم که مثلا بو سیگارو نفهمن رفتم تو دسشویی دست صورتم بشورم دیدم

یه سیگار پشت گوشمه

اون لحظه رو براتون آرزو نمی‌کنم

 

جدیدترین و خفن ترین جوک های خنده دار

 

رفتم دندون پزشکی دیدم دکتره گفت به دردت نمیخورن

گفتم چیکار کنیم دیگه آقای دکتر مجبوریم با همین دندونا بسوزیم و بسازیم

گفت نه انبر و وسیله هایی که برداشتی گذاشتی جیبتو میگم.

 

خفن ترین جوک های خنده دار

 

معلم یه نگاهی به من کرد و گفت : چرا درس نخوندی ؟

از خجالت سرمو انداختم پایین

بعد چوبی رو که توی دستش بود داد به من و گفت : منو بزن

گفتم : چی ؟!

گفت : بزن ، حتما من درست درس ندادم که شما خوب یاد نگرفتی

منم دیدم حرفش منطقیه !

به همین برکت اینقدر زدمش اینقدر زدمش ، که اگه ناظم نیومده بود کشته بودمش !!

من روی نوع آموزش خیلی حساسم…

 

جدیدترین و خفن ترین جوک های خنده دار

 

یه رفیقی دارم خیلی لاغره وقتی میخواد حرف بزنه قبلش میگه

.

.

بشنو از نی چون حکایت میکند

 

انواع جوک های خنده دار

 

تو خیابون ماشینه آدرس پرسید گفتم دنبالم بیا

بعد کلا یادم رفت پشت سَرمه.رسیدم دم خونه ماشینو پارک کردم، یارو گفت داداش چیکار کنم؟ بیام بالا؟

 

جوک های خنده دار و بانمک جدید

 

ﺧﺪﺍﯾـــــﺎ

ﺗـﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿـﺎﯼ ﮐﺜﯿـــــﻒ

ﺍﯾﻦ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺟﺬﺍﺏ ﭼــﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺩﯼ

والا

جامعه پر گرگه

مام خوشگل موشگل

خدا خودش حفظمون کنه…

خوشکلا کپی اجباری منم مجبور شدم

 

جوک های خنده دار ایرانی

 

آیا می دانید درازترین شب سال، چه شبی است؟

.

.

.

.

شبی که گوشی تازه خریدی و باید بزنیش شارژ اولیه بشه

مگه شب تموم میشه بی صاحاب

 

جدید ترین جوک های خنده دار

 

عشق چیست؟

.

.

.

حالتی است که در اثر سیری شکم و بی کاری برای جوانان مجرد رخ میده

 

جدیدترین و خفن ترین جوک های خنده دار

 

‏از ساعت ۱۰ اومدم زیرزمین، همین الان به خواهرزاده‌م که ۴ سالشه گفتم؛ دایی جون برو ببین مهمونا رفتن؟

.

.

.

رفت بالا درو باز کرد‌ داد زد؛ نه دایی نرفتن

 

خفن ترین جوک های خنده دار

 

همچین میگن زنهای امروز همش سرشون تو گوشیه و به زندگیشون نمیرسن

انگار که یادمون رفته

زنهای زمان کودکیمون،تلگرامشون تو کوچه بود

چندتایی می‌نشستن:

آنچنان محو غیبت میشدن که بچه هاشون:

یا گم میشدن

یا می‌افتادن تو حوض خفه می شدند

یا از رو بلندی تف میکردن رو مردم

 

جوک های خنده دار جدید

 

‏رفتیم خواستگاری واسه داداشم دختره گفت .  .  .

ما رسم نداریم جهیزیه بدیم

داداشم عصبانی شد گفت

ما هم رسم نداریم زن بگیریم زد بیرون

حالا دختره داره از پنجره دادمیزنه رسممون تا پارسال بود

امسال عوض شده

 

جدیدترین و خفن ترین جوک های خنده دار

 

یه سری رفتیم خواستگاری خانواده طرف موافقت کردند ولی بابام گفت نه!

.

.

دلیلش هم این بود که میگفت آدم سالم زن تو نمیشه ۱۰۰% دخترشون یه ایرادی داره

 

جدید ترین جوک های خنده دار

 

‏مردم کشورهای دیگه صبح بیدار میشن شاخص بورس و قیمت جدیدترین وسایل روز رو چک میکنن

ماهم میریم میوه فروشی سر کوچه ببینیم قیمت پیاز و سیب زمینی همون نرخ دیروزه یا نه!

جدیدترین و خفن ترین جوک های خنده دار

مورد داشتیم که…

  • admin
  • 26 خرداد 98
  • مورد داشتیم
  • 915 بازدید
  • هیچ نظر

مورد داشتیم که...

مورد داشتیم که…

مورد داشتیم طرف
ده دقیقه با چراغ قوه موبایلش، تو ماشین دنبال همون موبایل می‌ گشته

 

مورد داشتیم پسره تو گوگل سرچ کرده:
چگونه هم درس بخوانیم و همزمان کلش اف کلنز بازی کنیم و پایان سال مردود نشویم؟

.

.

گوگل هم جواب داده:
داداش دردتو می فهـــم ولی چــاره ای نیست. باس یکیشو انــتخاب کنی

 

∞∞∞∞∞∞∞ طنز مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم که ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﻠﻔﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺷﻮ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻩ
ﺷﻤﺎ ؟؟
ﯾﻪ ﺯﻥ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺧﻂ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ : ﺷﻤﺎ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺮﺷﻢ … ﺷﻤﺎ؟؟؟
ﺯﻥ ﻣﯿﮕﻪ :ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﺎﺩﺭﺗﻢ !

 

مورد داشتیم که…

∞∞∞∞∞∞∞ مورد داشتیم جدید ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم ﺗﻮ ﯾﻪ ﭘﯿﺞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩه : ﺍﺳﻢ ﭘﺴﺮ ﺑﺎ “ﻝ ” ؟

.

.

دختره ﻧﻮﺷﺘﻪ : لکسوز مشکی زعفرانیه

 

∞∞∞∞∞∞∞ جوک مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم دختره تو آموزش رانندگی کلاج گرفته آهنگ عوض کرده

.

.

سرهنگ که درجا مرد منم از بیمارستان الآن اومدم دوباره یادم افتاد دارم میبرنم تیمارستان

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم تو خواستگاری پسره خواسته با دختره برن تو اتاق حرف بزنن…
بعد دختره گفته NO PV ، همینجا تو گروه بگو!

 

∞∞∞∞∞∞∞ مورد داشتیم دختره ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم آقاهه به خانومش اس ام اس داده:
30مین صبر کن، الان میام.
هیچی دیگه… الان سه ماهه خانمش گیر داده
بهش که سیمین کیه؟

 

∞∞∞∞∞∞∞ مورد داشتیم جدید ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم پسره به خاطر فوت اقوامش
تا 40 روز به ابروهاش دست نزده . .

 

∞∞∞∞∞∞∞ مورد داشتیم جدید ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم پسره اسم مخاطب خاصشو تو گوشیش& kam سیو کرده پس از کلی تحقیق

.
.
فهمیدن اسمش کمند بوده…

 

∞∞∞∞∞∞∞ اس ام اس های مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم طرف زنگ زده مخابرات که اشتراک اینترنت پر سرعت بگیره کارشناس بهش گفته پهنای باندتون چقد باشه؟
طرف گفته زیاد نباشه،آخه خونمون ۶۰متر بیشتر نیست!!
به همین گلای قالی قسم!

 

∞∞∞∞∞∞∞ مورد داشتیم که ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم دختره رفته امتحان رانندگی بده
افسر پرسیده: آینه کجاست ؟
دختره گفته :تو کیفمه … بدمش ؟
میگن افسره استعفاشو نوشته
رفته کویر ساربان شده
ای ساربان آهسته ران آرام جانم میرووو

 

∞∞∞∞∞∞∞ پیامک مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم
که حیف نون رفته فرش بگیره فروشنده گفته چه سایزی مد نظرتونه
خیلی شیک و با اعتماد به نفس گفته
.
.
.
XL
بعدشم خیلی شیک ضایع شده

 

∞∞∞∞∞∞∞ مورد داشتیم جدید ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم، طرف تنها کسی که بهش زنگ میزنه بانک
اونم به خاطر پرداخت اقساط وامه،
ولی همچین که پاشو میزاره تو اتوبوس زنگ خورش از 118 بیشتر
میشه…
خدایی چرا؟

 

∞∞∞∞∞∞∞ جوک مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم طرف با یکی تصادف کرده . . .
تو تصادف هیچکدوم چیزیشون نشد ، بعد
پیاده شدن همدیگرو زدن ، راهی بیمارستان شدن

 

∞∞∞∞∞∞∞ طنز مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم پسره روز اول دانشگاه رفته ب مسئول آموزش گفته…!

.

.
.
من می خوام مسئول آبخوری باشم…!
نخند عاغا؛ حس مسئولیت داره؛ مسئولیت؛ میفهمی…!؟

 

∞∞∞∞∞∞∞ جملات مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم که یارو رو بردن
دم دفترمدرسه
مدیر ازش پرسیده: چرا انقد دیر میای؟
یاروم گفته :هـــه من خودم یه پا مدیرم
باور نداری لینکو بدم ادد کن
نه ینی تا این حد شـــاخ

 

∞∞∞∞∞∞∞ پیامک مورد داشتیم∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم
طرف میره مغازه لباس فروشی از پشت ویترین یه لباس می‌بینه 20 هزار تومن…
میره داخل به مغازه داره میگه : آقا ببخشید اون لباس 20 هزار تومنی چنده

 

∞∞∞∞∞∞∞ پست های مورد داشتیم ∞∞∞∞∞∞∞

 

مورد داشتیم پلیس دختر رو تو جاده گرفته گفته : چرا کمربند نبستی ؟
دختره گفته :اااا جناب سروان ساپورت پامه

.

.

میگن پلیسه رفته خودشو به پارکینگ تحویل داد

مورد داشتیم که…

اشعاری از ایرج میرزا

9
  • admin
  • 07 خرداد 98
  • شعر طنز
  • 1066 بازدید
  • هیچ نظر

اشعاری از ایرج میرزا

اشعاری از ایرج میرزا

” ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺮ ! ”

ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩ
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔﻬﺮ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﮐﻦ
ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺯﺧﻢ ﺗﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦ
ﺧﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﻭﺣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﻪ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﻮﺩﯾﻢ
ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺭﺍﺿﯽ ﭼﻮ ﺑﻪ ﺭﺯﻕ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺍﺯ ﺳﻔﺮﮤ ﮐﺲ ﻧﺎﻥ ﻧﻪ ﺭﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﺸﺪ ﺧﺮﯼ ﺭﺍ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮﺩ ﺯ ﺗﻦ ﺳﺮﯼ ﺭﺍ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺷﺪ ؟
ﯾﺎ ﺑﻬﺮ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻠﻖ ﮐﻮﺷﺪ ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﺷﻮﻩ ﺧﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﯾﺎ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﭘﯿﻤﺎﻥ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﺩ ﻧﺎﻥ؟
ﺧﺮ ﺩﻭﺭ ﺯ ﻗﯿﻞ ﻭ ﻗﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﺎﺭﻭ ﺯﺩﻧﺶ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ
ﺧﺮ ﻣﻌﺪﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﮐﻤﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺖ ﺯ ﺧﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ﺗﺰﻭﯾﺮ ﻭ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ
ﻣﻨﺴﻮﺥ ﺷﺪﺳﺖ ﺩﺭ ﻃﻮﯾﻠﻪ
ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺨﻨﺶ ﻫﻤﻪ ﻣﺘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯ ﺁﺩﻣﯽ ﺳﺮﯼ ﺗﻮ
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪ ﻣﺎ ﺧﺮﯼ ﺗﻮ
ﺑﻨﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺑﺮ ﺧﺎﻟﻖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﺮﯾﺖ
ﺟﺎﺭﯼ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺖ…!!!!!)

اشعاری از ایرج میرزا

“زن”

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

 

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
من گرفتم تو نگیر

 

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر
یاد آن روز بخیر

 

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
من گرفتم تو نگیر

 

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم
تک و تنها بودم

 

زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
من گرفتم تو نگیر

 

بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان
بودم از جمع خوشان

 

خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
من گرفتم تو نگیر

 

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم
بستر راحت و نرم

 

زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
من گرفتم تو نگیر

 

بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم
مستحق لگدم

 

چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
من گرفتم تو نگیر

 

من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام
خر همسر شده ام

 

می دهد یونجه به من جای پنیر
من گرفتم تو نگیر

اشعاری از ایرج میرزا

کارگر و کارفرما

 

 

شنیدم کارفرمایی نظر کرد

ز روی کبر و نخوت کارگر را

 

روان کارگر ازوی بیازرد

که بس کوتاه دانست آن نظر را

 

بگفت ای گنج ور این نخوت از چیست؟

چو مزد رنج بخشی رنج بر را

 

من از آن رنج بر گشتم که دیگر

نبینم روی کبر گنج ور را

 

تو از من زور خواهی من ز تو زر

چه منت داشت باید یکدگر را

 

تو صرف من نمایی بدره ی سیم

مَنَت تاب روان نور بصر را

 

منم فرزند این خورشید پر نور

چو گل بالای سر دارم پدر را

 

مدامش چشم روشن باز باشد

که بیند زور بازوی پسر را

 

زنی یک بیل اگر چون من در این خاک

بگیری با دو دست خود کمر را

 

نهال سعی بنشانم در این باغ

که بی منت از آن چینم ثمر را

 

نخواهم چون شراب کس به خواری

خورم یا کام دل خون جگر ر ا

 

ز من زور و ز تو زر، این به آن در

کجا باقی است جا عجب و بطر را؟

 

فشانم از جبین گوهر در آن خاک

ستانم از تو پاداش هنر را

 

نه باقی دارد این دفتر نه فاضل

گهر دادی و پس دادم گهر را

 

به کس چون رایگان چیزی نبخشند

چه کبر است این خداوندان زر را؟

 

چرا بر یکدگر منت گذارند

چو محتاجند مردم یکدگر را

اشعاری از ایرج میرزا

اعترافهای تکان دهنده طنز (8)

3
  • admin
  • 03 دی 97
  • اعتراف میکنم
  • 2619 بازدید
  • هیچ نظر

اعترافهای تکان دهنده طنز (8)

اعترافهای تکان دهنده طنز (8)

 

 

 

اعترافهای تکان دهنده, جملات خنده دار, مطالب طنز

اعتراف می کنم مدتی پیش در حال رانندگی به سمت منزل بودم و می خواستم بپیچم تو خیابون که دستم از روی فرمون سر خورد
هل شدم می خواستم فرمون رو بگیرم دستام به هم پیچ خورد همزمان برف پاک کن خورد
تا فرمون رو گرفتم نزدیک بود برم عقب یه ماشین که پارک بود
زدم رو ترمز ماشین خاموش کرد
اومدم روشن کنم به ماشین تا استارت زدم یه متر پرید جلو خورد عقب ماشین جلویی
کلاج گرفتم روشن کردم زدم دنده عقب گفت خررررررررررررت
کلاج رو محکم فشار دادم زدم دنده عقب افتادم تو جوب !!!
خلاصه هرچی ذره ذره آبرو جمع کرده بودم  یه لگد زدم و همش رو ریختم

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم با دوستم دعوام شد
در اولین اقدام انتقام جویانه شماره موبایلشو دادم به عنوان فروشنده گوسفند زنده تو نیازمندی ها چاپ کنن

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم چند وقت پیش کامبیز دیرباز رو تو ماشینش  دیدم
اومدم بگم شما کامبیز دیربازی؟
گفتم شما کامباز دیربیزی !!!
خودش از خنده با کله رفت تو فرمون !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم تا 14 سالگی فکر می کردم
اگه مغز حیوانات رو بخورم باهوش می شم و آی کیوم می ره بالا !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم بچه که بودم فکر می کردم
این برچسب های تبلیغاتی که روی در خونه ها می چسبونن یه چیزی توی مایه مدال ژنرالهاست !!!

هر کی بیشتر داشته باشه وضعش بهتره هی می رفتم برچسب همسایه ها رو می شمردم که یه وقت اضافه تر از ما نباشه !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم بچه که بودم کلید خونمونو بر می داشتم رو یه کاغذ هم یه نقشه می کشیدم
می بردم تو باغچمون خاک می کردم بعدا خودم می رفتم پیداشون می کردم میگفتم نقشه گنجه اینم کلید صندوقشه !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم
همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون
من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم در دوران کودکی و جاهلیتم فکر می کردم
مو خوره یه جور حشره است که تو سر زندگی می کنه و مو رو می خوره !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم یه بار رفتم دستشویی شروع کردم به باز کردن دکمه های پیراهنم
دیگه داشتم می رسیدم به دکمه ی آخر پیرهنم که یادم افتاد نباید پیراهنم رو در بیارم !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم بچه که بودم تا 6 سالگی وقتی سرمو می ذاشتم رو بالش که بخوابم
نبض روی شقیقه هام صدای تیک تیک می داد و منم نمی فهمیدم که نبضم داره می زنه
فک می کردم بالشتم کرم داره وقتی سرمو میذارم روش کرم ها اون تو رژه می رن  !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم تو تاکسی نشسته بودم
نزدیکای مقصد به جای اینکه بگم ممنون پیاده می شم بلند گفتم : خسته نباشید !!!
اینقدر تابلو بود دیگه نتونستم کاری کنم جز اینکه سریع پیاده بشم !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم تو مجلس ختم شوهر عمم به عمم به جای اینکه بگم غمه آخرتون باشه

گفتم : ایشالا آخر عمرتون باشه !!!

 

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی رفتن بخاطر ترس در و تا آخر باز می ذاشتم
روز اول مدرسه  طبق عادت همیشگی رفتم دستشویی مدرسه و در هم باز گذاشتم
یه لحظه برگشتم دیدم نصف مدرسه به اضافه ناظم جمع شدن جلوی دستشویی دارن بهم می خندن

اعترافهای تکان دهنده طنز (8)

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم رفتم مغازه سیگار بگیرم
گفتم : آقا یه بسته وینستون بده
مغازه دار گفت : لایت باشه ؟
یهو یکی از پشت سرم گفت : آره لایت باشه بچم گلوش اذیت نشه
برگشتم دیدم بابام پشت سرمه !

اعترافهای تکان دهنده طنز (8)

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم با رفیقم وایستاده بودیم سر خیابون یکی رد شد به دوستم سلام داد
گفتم : این اسکول مشنگ کی بود ؟
گفت : دامادومونه !!!

اعترافهای تکان دهنده طنز (8)

اعتراف میکنم طنز, اعتراف خنده دار

 

اعتراف می کنم رفته بودم دیدن یکی از فامیلامون که تازه فارغ شده بود
بچه رو بغل کردم می خواستم بگم ایشالله زنده باشه گفتم ایشاالله زنده می مونه !!!